نهج البلاغه، مرامنامه شعر اصیل آیینی
____________________________________________________________________________________________________________________________
نهج البلاغه، مرامنامه شعر اصیل آیینی
.
.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، رضا اسماعیلی از شاعران کشورمان به مناسبت فرا رسیدن عید سعید غدیر خم یادداشتی با عنوان «نهج البلاغه، مرامنامه شعر اصیل آیینی» را برای انتشار در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد.
اجازه بدهید این نوشتار را با فرازی از سخنان استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری در باره غیبت و غربت نهج البلاغه در جامعه اسلامی آغاز کنم:
«عجیب این است كه نهج البلاغه در دیار خودش در میان شیعیان علی(ع) در حوزه َهای علمیه شیعه غریب و تنهاست هم چنان كه خود علی(ع) غریب و تنهاست. بدیهی است كه اگر محتویات كتابی و یا اندیشه َها و احساسات و عواطف شخصی با دنیای روحی مردمی سازگار نباشد این كتاب و یا آن شخص عملاً تنها و بیگانه می َماند، هر چند نام َشان با هزار تجلیل و تعظیم برده شود، ما باید اعتراف كنیم كه با نهج البلاغه بیگانه َایم، دنیای روحی كه برای خود ساخته َایم دنیای دیگری است غیر از دنیای نهج البلاغه..."
(شهید مطهری، مرتضی، سیری در نهج البلاغه، صفحة 9، انتشارات صدرا قم، چاپ 2، 1354)
مقام معظم رهبری نیز در خصوص ضرورت شناخت نهج البلاغه و نیاز جوامع اسلامی به این مرامنامه اصیل اسلامی و انسانی می فرماید:
««اهمیت نهجالبلاغه ترسیم شخصیت امیرالمؤمنین علیهالصلاة والسلام است، چیزی که ما امروز به آن کمال احتیاج را داریم. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام این چهرهی ناشناخته، این انسان والا، این نمونه کامل مسلمانی که اسلام میخواهد انسان ها همه آنچنان ساخته بشوند در لابلای اوراق و سطور نهجالبلاغه کاملا شناسایی میشود و تعریف میشود.
نهجالبلاغه در حقیقت کتاب معرفی علیبنابیطالب است؛ چگونه ممکن است به دنیاهای اسرارآمیز و شگفتآور و وادی های گوناگون معرفتی که در نهجالبلاغه هست کسی سر نزده باشد و بتواند آنها را اینجور زیبا و جالب ترسیم و توصیف کند؟ و در نهجالبلاغه همه ابعاد یک شخصیت والای انسانی وجود دارد. چهره علیبنابیطالب در هیچ جا مانند نهجالبلاغه آشکار نمیشود.»
(مقام معظم رهبری، سخنرانی در کنگره بینالمللی نهجالبلاغه ۲۶/۰۱/۱۳۶۳)
رهبر فرزانه انقلاب در جایی دیگر ، در بیان اهمیت این کتاب معنوی و انسان ساز می فرماید:
«شما امروز میفهمید که ما به نهجالبلاغه چقدر احتیاج داریم. نهجالبلاغه در حقیقت شخصیت خطی و رسمی امیرالمؤمنین است؛ یعنی خود علی نهجالبلاغهی مجسم است و این یکی دیگر از خصوصیات امیر مؤمنان است که آنچه میگوید عمل میکند. آنچه میخواهد در زندگی خود هم آن را پیاده میکند. امیرالمؤمنین شخصیت خودش و زندگی خودش، کلمه کلمه و سطربه سطر، تفسیر نهجالبلاغه و تفسیر قرآن است. و لذا شما وقتی نهجالبلاغه را بخوانید هم تاریخ زندگی علی را دانستید، هم اسلام را شناختید.»
(مقام معظم رهبری، پرتویی از نهجالبلاغه با عنوان «علی و نهجالبلاغه»)
توسط پیران و پیشکسوتان شعر آیینی بارها و بارها بر این دقیقه تاکید شده است که اگر ادعای دوستی علی(ع) را داریم و می خواهیم در شمار محبان واقعی آن حضرت باشیم، باید در شعر علوی در کنار محبت، به «معرفت علوی» هم بپردازیم. این که علی که بود، چه کرد و چه می خواست؟ برای تحقق این مهم، سیمای راستین علی را نه در آیینه غبار گرفته «غرض ورزی معاندان» و نه در باورهای خرافی غالی گران، بلکه در آیینه بی غبار قرآن و نهج البلاغه باید به تماشا بنشینیم.
تهیدست بودن شعر علوی، به خاطر دوری و مهجوری نهجالبلاغه است. یکی از بزرگترین کاستیهای شعر علوی، عدم توجه به «نهج البلاغه» است که از آن میتوان به عنوان برادر قرآن نام برد. کتابی که به راستی و درستی دایره المعارفی غنی از فرهنگ اسلامی و گنجینهای ماندگار از پند و حکمت است.
بی هیچ اغراقی نهج البلاغه در شعر علوی روزگار ما غایب است. صحیفه اصیل و ارجمندی که باید مرامنامه شعر علوی باشد، ولی نیست! در حالی که پیش از این، شاعران بزرگی همچون فردوسی، ناصر خسرو، سنایی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ، اقبال لاهوری و... در سرودن شعر از این گنجینه بی بدیل بهرههای فراوانی بردهاند.
خطبهها، نامهها و سخنان امام علی(ع) مستندترین منبع برای به تصویر کشیدن سیمای راستین آن امام همام است. ولی متاسفانه شعر علوی روزگار ما هنوز به ملکوت نهج البلاغه عروج نکرده و به درک عظمت این کتاب معنوی نرسیده است.
از هزاران هزار شعری که پیشانی نوشت شعر علوی دارند، کمتر میتوان نشانی قابل تامل و عمیق از نهج البلاغه گرفت. در حالی که تبیین سیره عملی امام علی(ع) بدون جرعه نوشی از زمزم نهج البلاغه غیر ممکن است.
با عنایت به مطالب گفته شده، باید از این پس با اهتمامی جدی به بازنگری کارنامه شعر علوی بپردازیم ، تا به پاسخ این سوال که «شعر علوی چقدر از علی(ع) فاصله دارد؟» برسیم و برای شبیه شدن به علی تلاش کنیم. زیرا عاشق واقعی کسی است که در پندار و گفتار و کردار به معشوق و محبوب خویش شبیه باشد.
برای تحقق این مهم، شعر علوی باید با بازگشت به نهج البلاغه و بهره گیری از گوهرهای بی بدیل این اقیانوس کرانه ناپدید، از منزل مدح و منقبت، به منزل شناخت و معرفت صعود کند. یعنی از بت گری به خدامحوری و از صورتگری به سیرتگری. شاعر علوی اگر می خواهد پای خود را جای پای شاعران بزرگی چون دعبل و کمیت و فرزدق بگذارد، از این پس به جای بازی در نقش«عاشق دلباخته»، باید نقش «عاشقِ عاقل معرفت ساخته» را بازی کند.عاشقی که «عشق» چشم عقلش را کور نکرده، بلکه به نور معرفت بینا کرده است.
ضرورت دارد که شعر علوی به اصل خود که «قرآن» و «نهج البلاغه» است بازگردد و به صورت هنرمندانه به تبیین و تحلیل این مهم بپردازد که دوستدار واقعی علی چه کسی است؟ بر اساس خطبه های نهج البلاغه محب واقعی علی کسی است که همچون «عمار» و «سلمان» آن حضرت را اسوه و الگوی زندگی خویش قرار دهد و سبک زندگی علوی و سیره عملی آن حضرت را که بر پایه توحید، یکتاپرستی و بندگی استوار است برای خود برگزیند. مقام معظم رهبری نیز به عنوان عالمی دین آگاه و روشن اندیش همواره اصحاب فکر و فرهنگ را به هم نشینی و هم نفسی با نهج البلاغه و توشه برگرفتن از کلام مولا برای خلق و آفرینش ادبی فراخواندهاند:
«سخن امیرالمومین نهجالبلاغه است؛ فصیح ترین کلام آدمی در میان عرب. «نهج البلاغه» اوج هنر و اوج زیبایی است؛ زیبایی لفظ و زیبایی معناست. انسان مبهوت میماند! هیچ شاعر بزرگ عرب، هیچ نویسنده هنرمند عرب، نتوانسته بگوید که من از مراجعه به نهجالبلاغه بینیازم.»
(بیانات رهبری در خطبههای نماز جمعهی تهران 10/10/1378)
جان کلام آن که نهج البلاغه باید مرامنامه اعتقادی شاعران روزگار ما باشد. شاعران آیینی باید از این دو منبع معنوی و بیبدیل که آیینه تمام نمای اسلام ناب محمدی اند، در تبیین و ترویج آموزههای اصیل دینی بهرههای فراوان ببرند. البته منظور از بهرهبرداری، به نظم کشیدن و ترجمه تحت اللفظی آیات قرآن و خطبهها و نامههای نهج البلاغه نیست، بلکه بیشتر، راه بردن به جان و جهان و سیرت و باطن این دو منظومه الهی است. آن چنان که به در راهماندگان وادی حیرت و گمراهی، صراط مستقیم توحید و رستگاری را بنمایاند و برای شب زدگان، چلچراغ هدایت و عنایت باشد.
با آرزوی رسیدن روزی که بین شعر علوی و علی(ع) فاصلهای نباشد، این نوشتار را با دو شعر قابل تامل از استاد علی موسوی گرمارودی و حجت الاسلام والمسلمین محمدحسین انصاری نژاد که با تاثیرپذیری از نهج البلاغه و در تبیین حکمت و اندیشه امام علی سروده شده اند، به پایان می برم. ابتدا به بازخوانی شعر استاد گرمارودی می نشینیم:
چنین است گویی:
که با جامی خالی،
بر ساحلی صخرهای،
پیش روی امواج
ایستادهام
واپاش ساحل کوب موجها
صخره زیر پایم را میشوید
و من هر بار
که موجی در میرسد
اقیانوس
جام بر کف،
خم میشوم
به بوی سهمی
کز کاکل موج بر میگیرم
اما از آن پیش
موج در خود واشکسته است
و من، عزمی دوباره را
چون پرچمی،
بر صخره واپس میایستم
دگر باره چون موجی پیش میرسد
جام را چون داسی قوس میدهم
تا از سر خوشه آب
دستهای واچینم
اما باز، جام خالی ست
و دریا در موج
و فاصله، به درازای یک دست
و به دوری یک تاریخ!
شتک خیزاب امواج،
تنها یک دو قطره
بر دیواره شفاف جام میچکاند
و عطارد، در جام من است
نهج البلاغه را میبندم.
(علی موسوی گرمارودی، گوشواره عرش، تهران، سوره مهر، چاپ سوم، ۱۳۹۰، صص ۱۳۹ و ۱۴۰)
دومین شعر، قصیده ای باوقار و استوار از شاعر ارجمند و توانمند هم روزگارمان حجت الاسلام والمسلمین محمدحسین انصاری نژاد است. شاعری از قبیله عالمان دینی که به اعتبار«دین آگاهی»، جان و جهانش با قرآن و نهج البلاغه پیوند خورده است و برداشتهای عمیق و دقیقی از روایات و احادیث دینی دارد. سرودههای آیینی انصاری نژاد منبعث از معرفت دینی و مُلهم از آموزههای اصیل قرآنی و وحیانی، و به دور از کژتابیهای مضمونی و اعتقادی است.
دکتر حداد عادل در بخشی از مقدمه ای که بر مجموعه شعر آیینی او با عنوان «شمس الشرف» نوشته است، در بیان مقام ادبی خالق «شمس الشرف» چنین گفته است: «انصاری نژاد یک شاعر آیینی است و جوهر شعر او دین و آیین است. ارزشهای الهی و انسانی در شعر او موج می زند. اما شعر آیینی اش، به هیچ روی عامیانه و همه کس فهم و همه کس پسند نیست.
شعر او درعین وفاداری به همه عناصر و ابعاد فضاهای اسلامی و شیعی، بیشتر از آن که شعر «عامه»باشد، شعر«خواص» است. خواصی که با راز و رمز و ظرافتهای شعر امروز دنیای فارسی زبان آشنا باشند و قدرت درک هنر شاعری او را داشته باشند… انصاری نژاد را باید مصداق بارز و نمونه ای روشن از ارتقا و اعتلای شعر مذهبی فارسی در ایران اسلامی و انقلابی امروز دانست. شعری که از حیث درونمایه متعالی است و از نظر سبک و زبان، امروزی.» (۵)
و اینک شما را به بازخوانی«غزل نهج البلاغه» انصاری نژاد دعوت می کنم:
برسفره اش دوتکه نان جوین بس است
نان پاره ای است با نمک، آری، همین بس است
مثل همیشه، نان و نمک سهم سفره اش
این توشه درمکاشفه آخرین بس است
محو ستارگان، به لبش ذکر ذوالجلال
با بال بال حضرت روح الامین بس است
می بینمش هر آینه در شرح «لوکشف»
چشم علی که شارح عین الیقین بس است
لب ترکن از حدیث ولایش که این شمیم
نافه گشای قافله هند وچین بس است
بیعت شکن شدند به چشمش زبیرها
بر کوفه، صبح واقعه داغ جبین بس است
چشمتر است و سوره یاسین به شامگاه
او را به باغ، رایحه یاسمین بس است
«نهج البلاغه»غرق غبار و به وهم ما
هرسوهزارمُدعی درد دین بس است
منشور، فوق درک ملل آفریده است
این نسخه در رهایی اهل زمین بس است
گفتند شیعه ایم و در اثبات مُدعا
آن مارهای سرزده از آستین بس است
گفتیم شیعه ایم و به تایید این کلام
انگارنقش«نادعلی»برنگین بس است
مولا! ببخش شاعرکان قبیله را
ما را بر آستان، صله آفرین بس است
این بار نیز حرف دلم ناتمام ماند
برلکنت همیشگی ام نقطه چین بس است(6)
پانوشتها:
۱ – مقام معظم رهبری، سخنرانی در کنگره بینالمللی نهجالبلاغه ۲۶ر۱ر۱۳۶۳
۲ – مقام معظم رهبری، پرتویی از نهجالبلاغه با عنوان «علی و نهجالبلاغه»
۳ – بیانات رهبری در خطبههای نماز جمعه تهران ۱۰ر۱۰ر۱۳۷۸
۴ – علی موسوی گرمارودی، گوشواره عرش، تهران، سوره مهر، چاپ سوم، ۱۳۹۰، صص ۱۳۹ و ۱۴۰
۵ – محمد حسین انصاری نژاد، شمس الشرف(مقدمه کتاب)، قم، نشرهاجر، چاپ اول، ۱۳۹۹، ص ۲۸
۶ – همان، صص ۵۱ تا
خبرگزاری فارس، شنبه 18 مرداد 1399
https://www.farsnews.ir/news/13990518000176/