شاعری بدون «پیپ» و «پاپیون»!
_________________________________________________________________________________________________________________________________

ای ایستاده در چمن آفتابی معلوم
وطن من!
ای توانا ترین مظلوم
تو را دوست می دارم!
ای آفتاب شمایل دریا دل
و مر گ در کنار تو زندگی ست
ای منظومه ی نفیس غم و لبخند
ای فروتن نیرومند!
ایستاده ایم در کنار تو، سبز و سر بلند
دنیا، دوزخ اشباح هولناک است
و تو آن درخت گردوی کهنسالی
و بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم
تو ایستاده ای (1)
اشاره
«سلمان هراتی» (2) - بی هیچ اغراقی - از تاثیرگذارترین و پرمخاطب ترین شاعران نسل انقلاب است. شاعری متعهد به انسان و کرامت های انسانی که در سه حوزه شعر انقلاب، دفاع مقدس و آیینی اشعاری درخشان و درخور تامل دارد. سلمان به همراه سید حسن حسینی و قیصر امین پور، سه ستون استوار شعر انقلاب اسلامی بودند. سه پرستوی عاشقی که به فراخوان حضرت دوست، ناگهان دامن از خاک کشیدند و خوش نشین بیکرانگی افلاک شدند.
سلمان، گیله مردی سپید گو و سپید رو بود که شجره طیبه شعر انقلاب اسلامی در طراوت باران آثار ارجمندش بالنده شد و به برگ و بار نشست. شاعری که خون شیعی در رگ هایش جریان داشت و قلبش به مهر اهل بیت(علیهم السلام) در سینه می تپید. شاعری که «درد» دین را با «درک» دین آمیخته بود و به روز حساب می اندیشید:
زندگی ساعت تفریحی نیست
که فقط با بازی
یا با خوردن آجیل و خوراک
بگذرانیم آن را
هیچ می دانی آیا
ساعت بعد چه درسی داریم؟
زنگ اول دینی
آخرین زنگ حساب!
شاعری انسان دوست و آرمانخواه که مومنانه به وطنش که در قاب چشم او «تواناترین مظلوم» بود، عشق می ورزید و پاره های دلش را عاشقانه نذر شهیدان می کرد.
شاعری که بدون «پیپ» و «پاپیون» بکرترین و روشنفکرترین شاعر مسلمان زمانه خودش بود، بدون آن که سودای «نوبل» در سر داشته باشد. چرا که او پیش تر، صله و پاداش خود را از «سینه سرخان» عاشقی دریافت کرده بود که پرچم آزادگی را بر بام آسمان سبز میهنش به اهتزاز درآورده بودند.
«شبان عاشقی» که با کوه و دریا و جنگل زیسته بود و خوب می دانست که «گل پایان قشنگی دارد». شاعری که روحی مطهر داشت و گفتنی هایی معطر برای گفتن. شاعری که سنتش «نوگویی» و «نوجویی» بود.
خورشید پر فروغ «آسمان سبز»
همچنان که اشاره شد، سلمان از شاعران شاخص و جریان ساز نسل اول انقلاب بود که به همراه نام آوران شعر انقلاب اسلامی سید حسن حسینی و قیصر امین پور برای ایفای رسالت انسانی و اجتماعی اش، پا به وادی ادبيات گذاشت و در طول عمر کوتاهش - 27 سال - با خلق آثاری ارزشمند، شجره طيبه شعر انقلاب اسلامي را بارور كرد.
دو مجموعه شعر «از آسمان سبز» که در زمان حیات وی و «دری به خانه خورشید» که بعد از آسمانی شدنش به ترتیب در سال های 1364 و 1367 چاپ شده، در شمار آثاری است که از او به یادگار مانده است. همچنین از سلمان مجموعه شعری با عنوان «از این ستاره تا آن ستاره» در سال 1367 چاپ شده که ویژه کودکان و نوجوانان است. اما بسیاری از ادب دوستان او را با مجموعه شعر «از آسمان سبز» می شناسند که چاپ این دفتر در زمان خود حادثه ای خجسته در شعر بود. بدون اغراق بايد گفت كه صلابت و حلاوت بسياری از شعرهای اين دفتر كه در سالهای آغازين انقلاب و در طول دوران پرافتخار دفاع مقدس سروده شدهاند، در ذايقه بسياری از خوانندگان مشتاق و جدی ادبيات معاصر هنوز هم باقي مانده است.
هراتی با مجموعه شعر«از آسمان سبز» (3) پا در وادی ادبیات گذاشت و نام روشن خود را در دفتر شعر انقلاب اسلامی به ثبت رساند. وی از شاعرانی بود که ضمن اعتقاد به ضرورت خطر كردن برای آفرينش ادبي و با التزام به نوآوری، به اين نكته نيز توجه داشت كه بايد در مسير اعتدال گام بردارد و با حفظ اصول و قواعد به اين مهم بپردازد تا در چاه و چاله بازیهای لفظي، صوری و تكنيكي سقوط نكند، زيرا او بر اين اعتقاد بود كه شعر بايد پلي برای ايجاد ارتباط صميمي با مخاطب باشد و اين مهم هيچ گاه با دميدن در تنور الفاظ مطنطن حاصل نميشود، بلكه با دميدن روح عشق و صداقت و تعهد در كالبد همين واژههای معمولي به دست ميآيد.
پرواز را به خاطر بسپار...
حسين مهدوی (م. مؤيد) در باره سلوک ادبی سلمان هراتي می گوید: براي ما سلمان هراتي جذابيتش در همان رازي است كه او براي ماست. براي پارهاي، سلمان هراتي از آن رو توجه انگيز است، كه انگيزشي است به سوي سهراب، زبان سهراب، جهان سهراب، نگاه سهراب و ديگر هيچ. براي پارهاي، يادآور فروغ است. براي پارهاي او نهالي است كه هنوز برومند نشده است و بر و بارش را ظاهر نساخته است و اين، دل سوز است و دلسوزی آنان را بر مي انگيزد. چونان هر چيز ناتمام. گويي او امكان مثمري است كه به ثمر نرسيده است. و دل، بر آن ثمرههايي كه به ثمر نرسيدهاند، ميسوزد. اين گروه، چنين ميپندارند كه اگر او ميماند…و اگر او مي سرود … آن گاه تصوير شاعري پرآوازه را در قد و قواره سهراب، در خيال شان مجسم مي كنند كه بيش تر دل شان را ميسوزاند... بسياري از شاعران مي ميرند، اما مرگ شان شعرشان نيست و مرگ، چونان تقديري شوم بر آنان فرو ميآفتد و آنان را مي برد و بازتابي از آنان در مرگ و بازتابي از مرگ در شعر و بازتابي از شعر در مرگ شان باقي نميماند. اما راز «هراتي» آن بود كه اين بازتاب صميمانه، چونان يك تقدير و خواهش و رويداد اصلي، همه او شد و شعر او شد. بي هيچ گماني شعر او از اين رو براي ما عزيز و خواندني و صميمانه است و پر از بارقه تازگي كه آن خبر را در خود نهفته دارد و مي توان از هر بند بند شعرش، اين مايهي ماندگاري و گواهي بر گوهر جاني شيفته و آشفته از عشق را ديد، و اينها تنها در «نيايش وارهها»ی پانزدهگانهي او خلاصه نشدهاند.» (4)
شاعری معترض و عدالتخواه
سلمان هراتی را باید جز پیشگامان شعر اجتماعی انقلاب - شعر اعتراض - دانست. چنان که سید حسن حسینی در کتاب «گزیده شعر جنگ و دقاع مقدس» در باره سلمان گفته است: «اگر زنده مي ماند، يقينا صراحت و دردمندی اش او را به اصطكاك شديد با كج روی ها مي كشاند.»(5) مجموعه «از آسمان سبز» او دربردارنده نمونه های موفق و قابل تاملی از این ژانر ادبی است. برای نمونه شعر«زمزمه جویبار» او به عنوان یک نمونه موفق از شعر اجتماعی دهه شصت قابل بررسی است. سلمان در این سروده پرتپش و موضع مند، هنرمندانه به ترسیم سیمای سیاه و غیرانسانی جامعه «ارباب و رعیتی» پرداخته است. وی که خود یکی از زخم خوردگان نظام ستم شاهی است، در«زمزمه جویبار» به تداوم حاکمیت ارزش های پوسیده ارباب و رعیتی در جمهوری نوپای اسلامی که برای تحقق «عدالت علوی» بنا شده، شدیداً معترض است:
چرا عبدالله به شهر نیاید؟
وقتی ارباب به ناموسش چشم دارد
مادر می گوید: چرا هنوز حق با ناصرخان است؟!
چرا سهم عبدالله ر جریب جریب زحمت است و حسرت
و سهم ناصرخان
هکتار هکتار محصول است و استراحت؟
مگر عبدالله، زیر بوته به عمل آمده است
که صاحب هیچ زمینی نیست؟
پس چرا عبدالله فقط کاشتن را بلد است
و ارباب برداشتن را؟
ما در مقابل آمریکا ایستادیم
اما چرا هنوز کیومرث خان خرش می رود؟!»(6)
نواندیشی با تکیه بر پشتوانه ادب پارسی
هراتی هر چند در عرصه شعر سپید موفق تر به نظر می رسید، ولی در سرایش شعر در قالب های سنتی – بخصوص غزل - نیز دستی توانا داشت، و این نشانه ریشه مند بودن شعر ارجمند اوست. زبان او در غزل، زباني سالم، منسجم و استوار، عاری از هرگونه غموض، تصنع و تكلف و پيراسته از كسرههای اضافي و يا وصفي سهل انگارانه و تركيب سازی های «جدول ـ ضربي» است كه در بُرهه ای از تاريخ ادبيات بعد از انقلاب، سخت باب شده بود. طراوت و دلنشيني اين غزلها تا حدود زيادی مرهون پيوند مبارك قابليتهای موسيقيايي و فني غزل كهن با مؤلفه های زباني سبك نيمايي است كه محصول اين پيوند در ذهن و زبان هراتی و اكثر شاعران بعد از انقلاب، زايش غزلهايي است كه اصطلاحاً به آن «نو كلاسيك» يا غزل مدرن مي گويند:
ديروز اگر سوخت، اي دوست! غم برگ و بار من و تو
امروز ميآيد از باغ، بوي بهارمن و تو
آنجا در آن برزخ سرد، در كوچههاي غم و درد
غير از شب آيا چه ميديد چشمان تار من و تو؟
ديروز در غربت باغ، من بودم و يك چمن داغ
امروز خورشيد در دشت، آيينهدارمن و تو
غرق غباريم و غربت، با من بيا سمت باران
صد جويبارست اينجا در انتظارمن و تو
این فصل، فصل من و توست، فصل شکوفایی ما
برخیز با گل بخوانیم، اینک، بهار من و تو
با اين نسيم سحرخيز، برخيز! اگر جان سپرديم
در باغ ميماند، اي دوست! گل يادگار من و تو
چون رود امیدوارم، بی تابم و بی قرارم
من می روم سوی دریا، جای قرار من و تو (7)
سخن آخر این که «سلمان با سروده هاي به جا مانده از دردمندي اش تا هميشه خواهد ماند و حريم و حرمت صداي خود را از گزند سوداگران بي ذوق و سواد بي خبر از معيارهاي رندي و دردمندي حفظ خواهد کرد. ياد او و کوچ نابه هنگامش براي هميشه در خط مقدم دل هاي صميمي، زنده است و به بي خطي هاي حقير، شاعرانه پوزخند مي زند.» (8)
__________________________________
پانوشت ها:
1 - هراتی، سلمان، آب در سماور کهنه، تهران، تکا، چاپ اول، 1386، ص 146.
2 - سلمان هراتی، با نام اصلی سلمان قنبر هراتی، در اول فروردین ۱۳۳۸ در مزردشت تنکابن دیده به حقیقت جهان گشود و در ۹ آبان ۱۳۶۵ هنگام عزیمت به لنگرود در یک سانحهٔ رانندگی درگذشت.
3 – هراتی، سلمان، از آسمان سبز، تهران، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1365.
4 – شفیعی، سید ضیاالدین، خواب گل سرخ، تهران، هنر رسانه اردیبهشت، چاپ اول، 1387، صص 178 تا 180.
5 - حسينی، سید حسن، گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس، تهران، سوره مهر، 1381.
6 - هراتی، سلمان، دری به خانه خورشید، تهران، سروش (انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران)، 1368.
7 - هراتی، سلمان، آب در سماور کهنه، تهران، تکا، چاپ اول، 1386، صص 35 و 36.
8 - حسينی، سید حسن، گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس، تهران، سوره مهر، 1381، ص 75.
روزنامه وطن، چهارشنبه 14 آبان 1399 ، صفحه (5)، شعر و ادب