یادداشت حسین قرایی بر «ناگهان دریا»
________________________________________________________________________
یادداشتی اجمالی بر مجموعه شعر عاشورایی « ناگهان دریا » :
باید قیام سرخ تو را زندگی کنیم
حسین قرایی

ما به کربلا نمی رسیم و
باز هم عقربه ی شهادت
روی هفتاد و دو نفر می ماند !
( شعر « دلشوره » ، ص 73 )
آیینه تمام نمای این نو سرودههای زیبا در این شعر یافت میشود که شاعر آیینی آیینه مقصد ما میگوید :
« ما حسین را / نمیشناسیم ! » و از این حسین نشاختن درد میکشد !
« ناگهان دریا » مجموعهای از اشعار عاشورایی شاعر توانمند معاصر« رضا اسماعیلی» است. اسماعیلی، هم در عرصه شعر و هم در عرصه نثر صاحب نگاه است ؛ از وی تاکنون مجموعه شعرهای گوناگونی چاپ شده است که از این جملهاند: حنجره سرخ عشق ، بر آستان جانان ، این مریم همیشه ، عاشقانههای شرقی ، آسمانیها ، ملکوت کلمات ، از جنس باران ، آب، بابا... آزادی ، لهجه شرقی عشق ، بوی گل در میزند و ...
کتاب « ناگهان دریا » 120 صفحه و شامل 5 قسمت میباشد که به تازگی توسط نشر تجلی مهر به زیور چاپ آراسته شده است .
هر چند در این کتاب با شعرهای خوبی مواجهایم ، اما نو سرودههای اسماعیلی در این میان از جذابیت خاصی برخوردارند:
« ظهر عاشورا ست
دستههای سینه زنی در راه ماندهاند .
دلم شور میزند
میدانم
ما به کربلا نمیرسیم و
باز هم عقربه « شهادت »
روی هفتاد و نفر میماند !
مرثیه خوان دم میگیرد:
« وای حسین کشته شد»
و ناگهان
نمازمان قضا میشود ! »
( دلشوره - ص 73 )
به زعم نگارنده این سطور ، اسماعیلی در 14 نوسروده خود ، بیشتر دنبال « پیام » حسینی است ، نه سوگ و ....
ظهر عاشورا
غوغای طبل و سنج و زنجیر
بوی قیمه امام حسین میآید و
مرثیه خوان دم میگیرد :
« وای حسین کشته شد ! »
( ظهر عاشورا - ص 68)
و میتوان گفت ؛ آینه تمام نمای این نو سرودههای زیبا در شعر زیر بافت میشود که شاعر آیینی آیینه مقصد ما میگوید: « ما حسین را / نمیشناسیم! » و از این حسین نشناختن درد میکشد !
« ما حسین را
با طبلها و سنجها
عَلمَها و کتلها
قیمهها و قورمهها
میشناسیم .
ما حسین را
نمیشناسیم ! »
( حسین – ص67 )
در ترکیب بند « ناگهان دریا » - که شاعر نام مجموعه شعر را نیز از ترکیببند مذکور انتخاب کرده است - علاوه بر زیباییهای ادبی ، شاهد تفکر سرخ حسینی نیز هستیم . مثلا در بند پنجم که تقدیم به حضرت « مسلم بن عقیل » شده است ، شاعر با تعریض به کسانی که «حماسه حسینی» را « قصه » و « افسانه » میخوانند ، میسراید :
خیلی شبیه قصه و افسانهها شدی !
گویا دوباره نکته پراندم ! ولی هنوز ...
در بند ششم ، شاعر «حنجره سرخ عشق» با آوردن نام « ابن ملجم » این نکته را به مخاطب گوشزد میکند که ریشه دشمنی با حسین (ع) را باید در « ابن ملجم »ها جستجو کنی:
او میرسد ز راه و زمین ، رو سیاه او
از شش جهت ، مقابل او ، ابن ملجم است
معتقدم که بندهای 18، 13، 10 از زیباترین بندهای ترکیب بند« ناگهان دریا » است . ( البته این که شاعر در سرایش ترکیب بند مذکور ابیات بندها را مساوی نگرفته جای سؤال دارد . )
بند 18 با شکوهترین و زیباترین قصر بلورین شعر « ناگهان دریا » است که از هر طرف که مینگری چهار عنصر « سوگ » ،« حماسه »، « پیام » و « عشق و عرفان حسینی » در آن درخشش دارد :
باید شکوه نام تو را زندگی کنیم
ای سبز سرخ ! مثل شما زندگی کنیم
یک قبله اقتدا به خلوص شما کنیم
فارغ ز « من» ، برای خدا زندگی کنیم
تا مثل کوفه سجده به شیطان نیاوریم
باید کنار قبلهنما ، زندگی کنیم
چون « حُر » به راه عشق تو ثابت قدم شویم
فارغ ز بوی چون و چرا ، زندگی کنیم
هرگز مباد بهر تمنای مُلک « ری »
همرنگ شمر و و حرملهها ، زندگی کنیم
باید چو لاله همسر داغ شما شویم
استاده بر چکاد بلا زندگی کنیم
بیمنّت تبسم مرهم ، به قاف تیغ
باید قیام سرخ تو را ، زندگی کنیم
کرب و بلا ، بهشت هنوز و همیشه است
باید به بوی کرب و بلا ، زندگی کنیم
O
در سینه نیست جز عطش کربلای تو
ماییم و فصل زمزمهی داغهای تو
(هیهات من الذله - صفحات 102، 101)
در پایان این یادداشت تنها به وجود چند صنعت و آرایه ادبی بسنده میکنم که از دریچه ادبی هم به « ناگهان دریا » نظر کرده باشم و برای شاعری که سه دهه برای ملت و مذهب و دلش میسراید ، پیشرفت روز افزون را آرزومندم .
تلمیح
به نیزه کردن سر مبارک حضرت حسین (ع) و قطع نمودن دست حضرت ابوالفضل(ع) :
گاهی فراز نیزه ، خورشید خطبه خوانیم
گاهی چو دست عباس ، در حالت نشیبیم
( کرب و بلا گواه است – ص 21)
ایهام تناسب
(بین محتشم و غزل و بند) :
باز محتشم بخوان ، چارده غزل ـ عطش
تا ز « العطش »شود ، بند بند من جدا
( باز این چه شورش است - ص 23 )
تشخیص
ز رزم تو لرزید در کربلا ، به قرآن قسم هفت پشت عطش !
بنازم در آغوش سرنیزها ، عطش نوشی لالههای تو را
( غریبانه کربلا – ص25 )
البته تأثیرپذیری شاعر از « محمدعلی بهمنی » در بیت بالا به چشم میخورد .
هفت پشت عطش از نام زلالست لرزید
ما که باشیم که در سوگ شما گریه کنیم ؟!
در پایان ، برای شاعری که سه دهه برای ملت و مذهب و دلش میسراید ، پیشرفت روز افزون را آرزومندم .
خبرگزاری فارس، 24 خرداد 1391
http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13910324000819